محمد تقي جعفري
126
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )
نيز مىگفت : * ( الَّذِينَ إِذا أَصابَتْهُمْ مُصِيبَةٌ قالُوا إِنَّا ) * اين محاصره شدگان در چارچوبهء كودكى و شاگردى و استادى و قدرت و زيباييهاى فريبا ، اين كرمهاى ناچيز كه پيلهها از خيالات و توهمات دور خود تنيدهاند ، نمىدانند كه آنچه كه از بالا شروع شده است در پايين ختم نمىگردد و آن حيات شگفتانگيز كه محصول عالى هستى است راه خود را از مسير كمال منحرف نمىكند كه به عقب برگردد و بر باد رود . اين يك مثال بسيار مهمى بود كه در بارهء تبديل عوامل هشدارى به وسيلهء تخدير مطرح شد . مطالعه كنندگان محترم مىتوانند بقيهء استفادههاى معكوس بشرى را از وسايل كمال ساز درك نمايند . امير المؤمنين عليه السلام در جملهء مورد تفسير اين مسئلهء مهم را در آن هنگام كه او را از تعقيب « طلحه » و « زبير » بر حذر مىداشتند ، بيان مىدارد كه من از رفتار نابكارانهء طلحه و زبير آگاه شدهام كه آنان چه خيالات خطرناك و چه كار شكنىها در ذهن خود مىپرورانند . پيمانشكنى آنان و اعتراف صريحى كه در بارهء رياست پرستى و مقام جويى نمودهاند و عشق به ثروت و مال كه در نهادشان زبانه مىكشد ، آشكارترين هشدارهايى بود كه من ديدهام و شنيدهام . با اين حال بنشينم و بازيگرىهاى آنان را در جامعهء اسلامى تماشا كنم 5 - و لكنّى اضرب بالمقبل الى الحقّ المدبر عنه و بالسّامع المطيع العاصى المريب ابدا حتّى يأتي علىّ يومى ( بلكه با رادمرد حق طلب ، اعراض كنندگان از حق را و با انسان حق شنو كه مطيع وظايف الهى است ، گنهكار آشوبگر را خواهم كوفت تا آن گاه كه واپسين روز حياتم فرا رسد ) . تا ميان حق و باطل تناقض آشتى ناپذير وجود دارد ، پيكار حق طلبان و باطل گرايان اجتناب ناپذير خواهد بود اگر رياضيدانى پيدا شود كه بتواند اثبات كند كه 2 2 مساوى 1 - مىباشد